همه می دانند همه می دانند
که من و تو
از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می دانند همه می دانند
باغ را دیدیم
سیب را چیدیم...
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : ما چند نفر... در ساعت 22:52
همه می دانند همه می دانند
که من و تو
از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه می دانند همه می دانند
باغ را دیدیم
سیب را چیدیم...
ولي از زندگي دوباره ميترسم
دين را دوست دارم
ولي از كشيشها ميترسم
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبانها ميترسم
عشق را دوست دارم
ولي از زنها ميترسم
كودكان را دوست دارم
ولي از آينه ميترسم
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم ميترسم
من مي ترسم
پس هستم
اينچنين ميگذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار ميترسم
(حسين پناهي)