سلام
با كمي تاخير سال نو مبارك .
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون تر
اميد ، از تو شيرين تر
نمي شود ، پاييز
غمگين تر از نگاه تو باشد.
نمي شود ، مي دانم ، نمي شود آوازي
كه مردي روستايي و عاشق
با صدايي صاف
در اعماق دره مي خواند
در شمالِ شمال
رنگين تر از صداي تو باشد .
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد.
و صداي شيهه ي اسبي تنها در ارتفاع كوه
و صداي گريه سرداب رود
و صداي عابر پيري كه آب مي خواهد
به عمق يك سلام تو باشد
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد .
نمي شود ك تو باشي ، به مهرباني مهتاب
در آن زمان كه روح دردمندِ ولگردم
بستري مي جويد
باليني مي خواهد
تا شايد دمي بياسايد
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد .
نمي شود كه تو باشي به مهرباني مهتاب
و اين روح دردمندِ ولگرد
باز هم كوله را زمين نگذارد
و سر را بر زانوي مهربانيِ تو .
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد
شكوفه از تو شاداب تر
پاييز ، از تو غمگين تر
نمي شود كه تو باشي و شعر هم باشد
نمي شود كه تو باشي ، ترانه هم باشد
نمي شود كه تو باشي ، گلدان ياس هم باشد
نمي شود كه تو باشي ، بلور هم باشد
نمي شود كه شب هنگام
عطر نگاه تو باشد
((محبوبه هاي شب)) هم باشند .
نمي شود كه تو باشي ، من عاشق تو نباشم
نمي شود كه تو باشي
و من هزار بار خوبتر از اين باشم
و باز ، هزار بار ، عاشق تو نباشم
نمي شود ، مي دانم
نمي شود كه بهار از تو سبزتر باشد ...
از گيله مرد براي محبوبِ آذري
به ياد هفت فروردين ماه و مهرباني هايت . با بهترين آرزوها
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : الياس در ساعت 20:45