سلام
خداحافظ
چیز دیگری دارید که بر این دو اضا فه کنید ....
دو یا سه سال پیش اومدم و نوشتم از چیزهایی که دغدغه هام بود . از دلتنگی هام از هر چیزی که فکر می کردم به درد بقیه می خوره . نوشتم ، با دوستای خوبی آشنا شدم. و امروز می رم فک نکنم برای همیشه چون کسی که مثل من دچار نوشتن هست نمی تونه ننویسه و اونم برای همیشه. الان نمی تونم بنویسم ، چون یک کم دچار یاس فلسفی شدم.
خیلی سخته به این نتیجه برسی که نه ایرانی هستی و نه مسلمان .
ایرانی نیستی چون خیلی راحت تمام نماد و تمدن و اصالت و نشانه فرهنگت رو دارن از بین می برن و هیچ کاری نمی کنی و نمی تونی انجام بدی و مسلمان هم نیستی چون هیچ کارت مثل مسلمونها نیست و فقط یک نامی از اسلام مونده . دارم این سخن امام علی رو لمس می کنم که گفت : اسلام رو مانند پوست گوسفندی بر عکس بر تن می کنند . و این عذاب آوره . چون نوشته خیلی طولانی می شه از هیچ کدومش مثال و مصداق نمیارم چون خودتون اگه یک کم دقت کنین به راحتی می تونین ببینین .
خیلی زجر آوره که رییس جمهورت منتخب یک شورا باشه نه یک ملت . و بعد نتونی هیچ اعتراضی بکنی . انگار که این جمله معروف یادمون رفته که حکومت رو نمی شه نقد کرد ولی حاکمان رو می شه و باید نقد کرد . و حاکمان رو اونقدر مقدس می کنیم که انگار فرستاده خداوندند و از او حکم دارند.
خیلی درد داره که نمادِ مبارزه با فساد اقتصادی فرار کنه و بجای اینکه (حداقل به صورت ظاهری) رییس مجموعه استعفا کنه با پر رویی می یاد و قاضی رو بر کنار می کنه و سرباز رو بازداشت . در کجای دنیا همچین نمونه هایی رو سراغ می شه گرفت .
خیلی دردآوره که ....
دیگه نمی شه گفت که چون می گذرد غمی نیست . آره می گذره ولی به چه قیمتی؟؟؟؟؟؟
ای بابا بسه دیگه برای چی اینا رو دارم می گم.
شاد و موفق باشید.
ادامه مطلب
+ ا نوشته شده توسط : الياس در ساعت 20:3
