سه شنبه 2 تیر1388
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بسم رب الشهداء و الصدیقین
قراری که با خودم گذاشتم این بود که توی این وبلاگ از سیاست و مسایل اجتماعی ننویسم چون تو این وبلاگ هدف دیگه ای داشتیم . و به دلایلی چند وقت کم و بیش می اومدم و دالی می کردم و می رفتم ولی قول می دم چند وقت جدی بنویسم و متفاوت با چیزی که تا الان نوشتم . خوشحال می شم نظراتون رو بدونم. شاید هم فیلتر شدیم ولی مطمئناً هستم و باز هم می نویسم.
این مدت ننوشتم تا شاید آروم بشم و نوشتم احساسی نباشه. ولی هر دم از نو غمی آید به مبارک بادم.
این چند وقته خبر زیاد بوده، شور و شوق انتخابات، حضور دوباره موسوی بعد از سالها(کسی که اکثر مردم خاطره خوبی از اون دارن. کسی که ایران بعد از انقلاب و حواشیش رو در زمان جنگ با نفت 8 دلار اداره کرد و مردم در آسایش بودند، کاری که امروزه با نفت 100 دلار نتونستن آقایون جراح اقتصادی انجام بدن و فضاحت به بار آوردن).
یا خود تبلیغات و حضور مردم (یادآور خاطره دوره خاتمی بود). چیزی که بیشتر به چشم اومد رنگ سبز بود که خودنمایی می کرد ....
یا خبر اعجاب انگیزه نتایج انتخابات که ساعت 4 صبح شبکه 6 رئیس جمهور محترم(؟!!!) رو با 18 میلیون اعلام کرد و حرف بسیاره.
بعد راهپیمایی و اعتراض و منحرف شدن اعتراضات و اغتشاش طلب جلوه دادن معترضین و کشتار و ...
در میون تمام این حوادث ولی چیزی مهمتر از این نبود که در طی دو هفته 3 بیمار تالاسمی به دلیل در اختیار قرار داده نشدن دارو (فاکتور 7) از طرف سازمان بسیار محترم دولتی فوت کردن. و دلیل اون سازمان هم چیزی نبود جز اینکه هزینه بیماران از حد نصاب بیشتر شده است و از دارو محرومند. این دولت مورد تایید و نزدیک به فکر مقام معظم هست که از اون دفاع می کنند.
قابل توجه دوستان حکومتی و وزیر عالی مقام بهداشت که روز جمعه پای منبر می شینن و نت برداری می کنند.
تذکر: این خبر در روزنامه همشهری 88/03/31 نوشته شد. اگر هم باور ندارید همین الان توی سرچ گوگل بنویسین فاکتور 7 و ببینید که اولین تیتر میاره یا نه؟ یا همشهری آنلاین کامل بخونین.
نیایش:
پروردگارا، جان ناقابلی دارم ....
و روح نه چندان سالمی دارم ...
و آبرویی و صداقتی ....
به حق این ساعت دست ریا کاران را بر ملا گردان.
به حق این ساعت شر آنان که تشنه قدرتند نه شیفته خدمت را از سر این ملت و کشور و تمامی ملتها و کشورها کوتاه گردان .
شاد باشید و موفق (هرچند میدانم شادی در این روزگار سخت است)
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : الياس در ساعت 14:12
پنجشنبه 3 اردیبهشت1388
دلم...
دلم دریای طوفانی و روحم...

دلم شعر می خواهد امشب و مهتاب
و نوری که روشن کند شب را به جای روز
و گرمایی که بسوزاند لب را به جای دل
و عشقی که آشکار است در ضربان تند قلب من.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : الياس در ساعت 17:30
دوشنبه 10 فروردین1388
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بســی گل بدمـد باز و تـو در گل باشـی

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : نرگس در ساعت 9:7
دوشنبه 2 دی1387
دل تنگ
اين بار مي خواستم با بعد از مدتها با يك نوشته از خودم آپ كنم ولي فعلا اين شعر حال و هواي خودمه...

هر چند از این زمانه.....دلم تنگ است امروز بی بهانه دلم تنگ است
چشمت قرار بود بجوشد باز باز ای شرابخانه دلم تنگ است
مجنون قصه های تو خود را کشت یعنی که عاشقانه دلم تنگ است
من، کوچه کوچه کوچه دلم تاریک... من، خانه خانه خانه دلم تنگ است
باران ترانه های لبم را شست باران...لبم....ترانه...دلم تنگ است
در من تمشک بوسه نمی روید زخمی بزن جوانه! دلم تنگ است
لبخند خاطرات مرا برگرد برگرد...کودکانه دلم تنگ است
دیروز یک نشانه...دلم لرزید امروز یک نشانه.... دلم تنگ است
سر را به شانه های که بسپارم! آه! ای کدام شانه... دلم تنگ است
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : الياس در ساعت 17:26
چهارشنبه 8 آبان1387

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : نرگس در ساعت 7:53
جمعه 4 مرداد1387
خداوند روز اول آفتاب را آفريد!
روز دوم دريا را!
روز سوم صدا را!
روز چهارم رنگ ها را !
روز پنجم حيوانات !
روز ششم انسان را !
و روز هفتم خداوند انديشيد دگر چه چيزي را نيافريده است؟

پس تو را براي من آفريد.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : نرگس در ساعت 23:26
چهارشنبه 26 تیر1387

ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : نرگس در ساعت 22:42
پنجشنبه 23 خرداد1387
تقدیم به روح بلند نادر ابراهیمی و تمامی دوستدارانش
بانوی من!
یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست- یک روز عاقبت.
نه با سفری یک روزه
نه با سفری بلند
بل با آخرین سفر
یک روز عاقبت قلب را خواهم شکست- یک روز عاقبت.
نه با کلامی کم توشه از مهربانی
نه با سخنی سخت توبیخ کننده
بل با آخرین کلام.
یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست- یک روز عاقبت
تو باید بدانی عزیز من
باید بدانی که دیر یا زود - اما دیگر نه چندان دیر- قلبت را خواهم شکست و کاری جز این هم نمی توان کرد. اما اینک علیرغم این شکستن محتوم قریب الوقوع- که می دانم همچون درهم شکستن چلچراغی بسیار ظریف و عظیم فرو ریخته از سقفی بسیار رفیع خواهد بود- آنچه از تو می خواهم - و بسیاری از یاران از یارانشان خواسته اند- این است که دل بر مرده ام نسوزانی اشک بر گورم نریزی و خود را یکسره به اندوهی گران و ویرانگر وانسپاری...
... قسمتی از آخرین نامه
از کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم"

دوستان عزیز به علت خراب شدن کیبوردم خیلی دیر در این مورد آپ کردم.
او مردی بود که زیبا نوشت زیبا سرود و زیبا زندگی کرد. روحش شاد.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : نرگس در ساعت 22:8
چهارشنبه 4 اردیبهشت1387
بار ديگر مي گويم...

با تو بودن همیشه پر معناست
بي تو روحم گرفته و تنهاست
با تو يك کاسه آب يك دریاست
بي تو دردم به وسعت صحراست
با تو بودن همیشه پر معناست
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : الياس در ساعت 13:6
شنبه 17 فروردین1387
راه حقیقی

راه حقیقی حکمت با سه چیز قابل تشخیص است. اول، باید در خود آگاپه داشته باشد، بعدها در این مورد با تو صحبت میکنم؛ دوم باید در زندگیات کاربرد عملی داشته باشد. در غیر این صورت، حکمت تبدیل به چیزی بیحاصل، و فاسد میشود مانند شمشیری که هرگز بهکار نمیرود.
و سرانجام، باید راهی باشد هر کسی بتواند در آن برود
متن بالا قسمتی بود از کتاب خاطرات یک مغ اثر پائولو کوئلیو سعی میکنم تا هستم قسمتهایی از این کتاب رو اینجا بنویسم.
ادامه مطلب
+ ا
نوشته شده توسط : الياس در ساعت 15:46